شعر شعر شعر





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


كد جاوا :

روزهای دلتنگی...
سلام به همه دوستای عزیزم

عذر می خوام از اینکه یه مدت به وب سر نزدم.عوضش الان 3تا پست گذاشتم.

وضعیت روحی خوبی ندارم. یه مدت از عشقم خبر بی خبرم. دلم براش یه ذره شده. کاش زود برگرده.... امیدوارم ببخشید...

اینم از دست نوشته های خودم...

فقط نظر فراموش نشه...

روزهای دلتنگی....

روزها روزهای فراق و جدایی است روزهای دلتنگی و روزهای بی تو بودن...

بی تابی و دلتنگی بی رحمانه وجودم را در آغوش گرفته است دلم در هر لحظه و هر ثانیه برایت تا اوج آسمان ها پر می کشد اما افسوس که تو را نمی یابد...

روزهاست که رفته ای بدون آنکه ردی از خود به جای بگذاری... این دل دیوانه تماما تو را می خواهد و وجود نازنینت را بهانه می کند. در این روزها تنها مرهم دل بی کسم مرور خاطراتمان شده است، آنچنان در خاطرات روزها ولحظه های با تو بودن غرق شده ام که که روزها و ساعت ها برایم بی مفهوم و بی معنی است... عقربه های ساعت آنقدر آرام حرکت می کنند گویی خیال جلو رفتن ندارندو لحظه ها آنقدر دیر می گذرند که از برایم هر ثانیه هزاران سال است...

نمی دانم چرا این لحظه ها سعی دارند روزهای دوریمان را بیشتر کنند آخر مگر با آنها چه کرده ام که اینگونه آزارم می دهند... همچون مرده متحرکی شده ام که روزها و شب ها را بی هدف و بیهوده می گذراند.من این زندگی را بدون تو نمی خواهم، بی تو دنیای من پوچ و تهی است...

مانده ام در روزهای تنهایی، آب و هوای چشمانم کماکان ابری و بارانی است...

کاش بودی تا سر بر شانه های مهربانت میگذاشتم و می گریستم...

کاش بودی تا بلورهای جاری بر گونه هایم را با دستان پرمهرت میزدودی و با چشمان پر فروغت آرامش را در وجودم جاری می کردی و مرا سوار بر موج های خوشبختی به اوج آسمان ها می بردی....

جدایی ات همچون شلاقی بر قلبم بوسه می زند مرا به جنون می رساند....

نمیدانم هم اکنون در کجای  از این کره خاکی نفس می کشی اما میدانم فرسنگ ها از من دوری اما فاصله ها هیچ گاه از عشق من کم نخواهد کرد و همواره به انتظارت خواهم ماند....

نازنینم در آخراین را بدان که سهم هرکس و در هر کجای از این کره خاکی باشی آرزویم همه و همه خوشبختی و خوشحالی توست و تا زمانی که جان در بدن دارم عاشقانه دوستت خواهم داشت و همواره بهترین ها از معبودم برایت خواستارم...


نويسنده: فاطی مورخ: سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 در ساعت: 17:15
|+|


فکر کرده بودم جدایی از تو برايم آسان است!

خيال کرده بودم دل کندن از تو ساده است!

اما دیگر کافيست !!

به خدا کافيست...


باخیال تو به سر بردن اگر هست گناه

با خبر باش که من غرق گناهم هر شب

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو رو ببینه




نويسنده: فاطی مورخ: سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 در ساعت: 15:43
|+|

خيلي وقته كه دلم براي تو تنگ شده...

قلبم از دوري تو به جوري دلتنگ شده...

خيلي وقته ديگه بارون نزده...

رنگ عشق به اين خيابون نزده...

وقتی که رفتی می توانستی دریابی که در اندوه و حزن صدایم هنوز عاشقت هستم. اما دریغ از فرصت...

  فرصتی که هرگز نبود تا بغض غرور را بشکنم و به تو بگویم:


نويسنده: فاطی مورخ: سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 در ساعت: 15:37
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Dastan.kotah & Bahar 20 & Best-Music-Cod